پادکست چکاوا

← پادکست چکاوا19. Feb. · 1 Std. 35 Min.

اپیزود چهل و سوم چکاوا، نجمی وثوقی

اپیزود چهل و سوم چکاوا، نجمی وثوقی19. Feb.1 Std. 35 Min.

مدرسه

از نجمی فروهی حرف میزنیم کسی که فقط صدای شخصیتای فیلما نیست، خودشم یه شخصیت فرهنگی بزرگ محسوب میشه، کسی که همیشه پای کار و علم و آموزش و اخلاق بود و هست، کسی که بزرگترین و زیباترین یادگاری و از خودش به جا گذاشته و اونم مدیریت موسسه آموزشیِ فرحه. همین‌جا خط روایت ما از استودیوهای دوبله میرسه به حیاط‌های خاکی مدارسِ جنوب شهر، اونم محله یاخچی‌آباد که اسمش بوی کوچه‌های داغ تابستونی و هیاهوی زنگ تفریح بچگی های خیلیاتونو میده.

اگه تهرون و از شمال به جنوب طی کرده باشید، قطعا میدونید که این محله ای که میخوایم ازش حرف بزنیم چه انرژی خاصی داره و از اون قماش محله‌هایی نیست که مدرسه اونجا فقط تو چهار تا دیوار و نیمکت خلاصه بشه، چون یه پاتوقِ کاملا اجتماعیه.

وقتی به تهرانِ دهه‌ چهل ، مخصوصا اواخرش نگاه کنید، یک تضاد بزرگ جلو چشممون میاد. اونم شمال شهر تهرانه که پر از مدرسه‌های مجهز و کلاس‌های مدرن بودند، اوضاع مدرسه های مرکز تهرانم انصافا بد نبود. اما جنوب تهران با جمعیت زیاد و خونواده‌های کارگر و کارمند، هنوز با کمبود امکانات آموزشی دست‌ و پنجه نرم میکرد. بچه‌های زیادی بودند که یا مجبور میشدن راه دورتر از خونشونو انتخاب کنند یا تو کلاسای شلوغ و قدیمی درس بخونند.

دقیقا همین جا و همین زمان بود که ایده‌ ساخت یک مجتمع خیلی بزرگ آموزشی تو یاخچی‌آباد تهران در ذهن بانو نجمی وثوقی زده شد. خانم نجمی عزیز و دولت وقت اون زمان و نهادهای وابسته به این نتیجه رسیدن که برای کاهش فاصله‌ی شمال و جنوب شهر، باید یک پروژه‌ نمادین راه بندازن، جایی که هم معماری مدرن داشته باشه، هم بیمارستان و آزمایشگاه و استخر و امکانات ورزشی و آموزشیِ کامل برای همه بچه ها.

نجمی وثوقی نمیذاشت خواسته هاش تبدیل به آرزو بشن و همیشه دستش رو زانوش بود و دل تو دلش نبود تا بتونه یه مدرسه آباد و همه چی تموم بسازه و تو همین مسیر بود که حاج ابوالقاسم مفرح رو پیدا کرد، یه مردِ خیر و نیکوکار و از اونایی که دل ‌مهربونشون یه لحظه هم به حال خودش رهاش نمیکرد. نجمی هم نامه‌های رسمی آموزش‌وپرورش و نخست‌ وزیری رو گذاشت جلوی آقای مفرح و گفت منم و این دوتا نامه‌ و البته لطف خدا و کمک خیرین. اومدم کاری کنم که بچه‌های اینجا بتونن درس بخونن. وقتی حاجی از نیت پاک و هدف خیرخواهانه‌ی خانم وثوقی مطمئن شد، با خنده گفت خانم وثوقی، خدا عزتتون بده، من فقط صاحب زمینم. بعدش لبخند زد و گفت ولی حالا که شما اومدی، انگار خدا خودش خواسته این کار پیش بره.

حاج آقا مفرح سیزده هکتار از زمینش رو وقف کرد برای ساختن مدرسه و خودش هم شد اولین عضو هیئت مدیره‌ی پروژه. البته حاج آقا مفرح قبلا هم بیمارستان مفرح در خانی‌آباد نو رو وقف کرده بود. اون موقع بیمارستان درست کنار بیابون و گندمزارهای خانی‌آباد نو بود، انتهای یاخچی‌آباد. جایی که مردم بی‌بضاعت میومدن برای درمان رایگان.

مدرسه 10 آبان سال 1351 افتتاح شد ولی  طراحی مدرسه از اواخر دهه ۴۰ شروع ش