
← پادکست چکاوا15 nov 2025 · 51 min
اپیزود سی و هشتم چکاوا،شهره آغداشلو
معمولا وقتی صحبت از سینما قبل از انقلاب به میون میاد، نا خودگاه ذهنِ افراد سَمتِ فیلم های کاباره ای و به اصطلاح فیلم فارسی میره. اما حقیقت اینه که این دسته از آثار رو فقط عموم جامعه و افرادی که نگاهی تفننی به سینما در اون زمان داشتند، می پسندیدند. در کنارِ این سینمای عوام پسند اما، بودند هنرمندانی که نگاهِ عمیق تری به مقوله هنرهای تصویری مثل سینما و تئاتر داشتند، افرادی که جدای از زرق و برق و ستاره شدن، به دنبال چرایی ها بودند که پاسخشون، فقط در عالم هنر هویدا میشد. یکی از این هنرمندان مستعد و خوش صدا، شهره آغداشلو بود. بازیگری مسلط و پر احساس، که به دلیل صدای طنین انداز ، قدرتمند و منحصر به فردی که داشت، خیلی زود، جای خودش رو در جهان هنر پیدا کرد، اما دست سرنوشت او رو در شرایطی عجیب و غیر قابل پیش بینی قرار داد برای همین، اول از همه نگاهی به زندگینامه این هنرمند میندازیم تا از مسیری که از ابتدا تا به امروز طی کرده بهتره باخبر بشیم.
زندگینامه
شاید این قصه، کلیشه ای به نظر برسه اما، بازیگرهای زیادی در دنیا هستند که با تقلید کردنِ رفتارهای دیگران، به استعدادشون در بازیگری پی برده شده. از رابین ویلیامز و جیمی فاکس گرفته تا جنیفر انیستون و جیم کری. و هیچکدومشون فکر نمی کردند که روزی این شیرینی های لحظه ای، سرنوشتون رو برای همیشه تغییر بده. خانم شهره آغداشلو، با نام اصلی شهره وزیری تبار هم از این قاعده مثتثنی نیست.
کلیدِ ورودِ تقریبا ناخواستشون به دنیای بازیگری، با تقلید و ادای فامیل رو در اوردن شروع شد. وقتی که روزهای تعطیل همه دور هم جمع میشدند، بعد از ناهار ادای همه خانواده رو در میورد و با لذتی که نصیب بقیه می کرد، روز و شبشون رو می ساخت. اما اولین بذر رو دوست صمیمی عمشون، یعنی مرحوم جمیله شیخی در ذهنشون کاشتند. روزی که همه در خانه عمه دور هم جمع شده بودند، شهره نوجوون رو صدا می کنند تا اداِ جمیله شیخی رو در بیاره، از اونجایی که صدای هر دو بَم و پر قدرت بود، آغداشلو بلافاصله یکی از دیالوگ های معروف شیخی رو با جمله: بدرالزمان تورو خدا با من اینطوری صحبت نکن. گفت و جمیله شیخی از این میزان تسلط صدا و راحتی تقلید حیرت کرده بود و به عمه شهره آغداشلو گفت که این بچه باید هنرپیشه بشه.
شاید این همون جمله ای بود که آغداشلو دوست داشت از زبون کسی بشنوه، اما از طرف دیگه، نقشه های پدر برای آینده اش اجازه فکر کردن زیاد به این جمله طلایی رو نمیداد. پدری که سودای فرستادن شهره رو به کشور آلمان برای درس خوندن در رشته پزشکی داشت، قطعا خیلی براش خوشایند نبود که اون رو در حرفه پر هیاهو و عجیبی مثل بازیگری ببینه. همه چیز خیلی آروم پیش می رفت تا زمانی که فیلمِ فراموش نکردنی بر باد رفته روی پرده های سینمای ایران رفت و فکر و خیال بازیگری رو، در سرِ خیلی از دخترها و پسرهای این سرزمین انداخت. یکی از همین دخترا شهره خانم آغداشلو بود که در سن شونزده سالگی، حسابی با اسکارلت قصه همزا